اليسای نازماليسای نازم، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره
مامان فیروزهمامان فیروزه، تا این لحظه: 34 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره
بابا اسیبابا اسی، تا این لحظه: 36 سال و 10 ماه و 26 روز سن داره

الیســا پری کوچولوی مامانی

مژده مژده

دوستان گلم از این به بعد به وبم قسمت جالبی جات اضافه میشه که هر وقت فرصت کنم با پست های جالب آپ میکنم تا فیض ببرید ما اینیم دیگه       ...
6 آبان 1393

ماه محرم

عالم همه قطره اندو دریاست حسین...   قربونت اسمت  یا امام حسین که حتی اشک سنگ دل ترین آدمو میتونه درآره...          ...
6 آبان 1393

عشق کوچولو

جیگرم در حال تاتی کردن رب گوجه دادم دستت تاسرگرم  شی غذا درست کنم اومدم دیدم از بخت بد شال سفیدمو از روی مبل برداشتی نابودش کردی.یعنی شانسو دارید!!!     چطوری خوشگله مااااادر اینم یه مدل لالا کردنه دیگه دیشب چراغا رو خاموش کردیم بابایی چراغ قوه روشن کرد با سایه ها بازی میکرد تو کلی خوشت اومده بود از ذوق جیغ میکشیدی  اینام مثلا هاپو و کبوتر بودن خخخخخخخ عروسک نازم واقعا منو بابایی حق داریم بهت بگیم رفتارت کاملا مثل بزرگتراس  تازه بخاری وصل کردیم بابایی همش نگران بود که نکنه خدایی نکرده دستش بزنی اما من که بهت اطمینان داشتم بغلت کردم بردمت سمتش بهت گفتم الی جون این بوووو دستش...
5 آبان 1393

عکس های آتلیه یک سالگیت

عروسکم با این که قرار بود  ازت فقط دو تا عکس بگیرم تا واس کارت تولدت  استفاده کنم یه شاسی هم واسه مهمونی بزنم اما عکسات اونقدر ناز شدن که  همشو چاپ کردم   قربون قدو بالات مااااادر عاشق این عکستم  قربون ژست باکلاست اینم زدم رو شاسی   عروسک نازم زودی بزرگ شو که منو بابایی کلی آرزوهای رنگارنگ برات داریم         ...
1 آبان 1393

الیسا عشق نینی...

سلام وروجک مامانی امروز که رفتیم بازار خرید یه ربعی بردمت پارک بازی کنی یعنی بازی اصلا برات مهم نبود فقط اسیر بچه ها بودی چنان از دیدنشون هیجان زده بودی که مردیم از خنده کشتی خودتو از بس همش صداشون میزدی. عزیزم هر وقت توی راه رفتن تسلط کامل پیدا کردی برات جشن قدم میگیرم پرنسس کوچولوی ماااااا دوستت دارم قد دنیا...   ...
1 آبان 1393

هورررررررررا

الیسا نفسم وقتی یک سال و یک ماه چهارده روزش بود اولین قدمهاشو برداشت   قربونت برم عاشقتیم خیلی ناز و خنده دار  راه رفتی منو بابایی مردیم از خنده جیگر مامان از  خستگی هلاک شد از بس راه رفت خخخخخخ   عزیز دلم امروز  پنج شش قدم میرفتی باز می افتادی زودی بلند میشدی دوباره از ذوق تکرارش میکردی خیلی از کارت لذت میبردی جونم برات بگه حسابی دلبر و ناقلا شدی عاسق آهنگ و رقصی این یه قلم به بچگی های خودم رفتی یاد گرفتی دستاتو نشون میدی میگی دس پاهاتم نشون میدی میگی پا آفرین دیگه مامانم یاد گرفتی همش صدام میکنی اما بازم گاهی قاطی میکنی میگی بابا خخخخخخ  عاشق خوردنی خدارو شکر دست رد به هیچی نمیزنی  خ...
28 مهر 1393

اندر احوالات گل دخمر نازمون

سلام به دخمر ملوس خودم جونم برات بگه از این روزات که حسابی با محبت شدی کارت شده بوسیدن ،ناز کردنه منو بابایی گاهی هم یه دفعه میای سرتو میذاری روی پاهامون عشوه میای برامون که منو بابا هلاک میشیم  کلا توی خونه کارمون شده یا من بابایی رو با اشاره با خبر میکنم که محبتات رو به من ببینه کلاس بذارم براش.....یا بر عکس بابایی با اشاره باخبرم کنه خخخخخخ میمیریم برات لوس خانم و اما امروز قراره اولین جمله ی کوتاهی که یاد گرفتی رو برات ثبتش کنم جی جی بده... آفرین دخمر با استعدادم  یک دو سه و نینی هم یاد گرفتی  عروسکم چون مامی یه کم توی آموزش دادن بهت تنبلی میکه چند روز پیش تصمیم گرفتم از چند تا سایت یه کم مطلب گرفتم را...
21 مهر 1393