اندر احوالات گل دخمر نازمون
سلام به دخمر ملوس خودم
جونم برات بگه از این روزات که حسابی با محبت شدی کارت شده بوسیدن ،ناز کردنه منو بابایی گاهی هم یه دفعه میای سرتو میذاری روی پاهامون عشوه میای برامون که منو بابا هلاک میشیم کلا توی خونه کارمون شده یا من بابایی رو با اشاره با خبر میکنم که محبتات رو به من ببینه کلاس بذارم براش.....یا بر عکس بابایی با اشاره باخبرم کنه خخخخخخ میمیریم برات لوس خانم
و اما امروز قراره اولین جمله ی کوتاهی که یاد گرفتی رو برات ثبتش کنم
جی جی بده...
آفرین دخمر با استعدادم یک دو سه و نینی هم یاد گرفتی
عروسکم چون مامی یه کم توی آموزش دادن بهت تنبلی میکه چند روز پیش تصمیم گرفتم از چند تا سایت یه کم مطلب گرفتم راجع به بازی های فکری مناسب سنت تا با هم انجامش بدیم خلاصه منم ترجیح دادم از بازی فکری شروع کنیم ...
اینم دیروز بازی با دخمری چقدر حال کردی (پاره کردن کلی کاغذ و روزنامه باطله) برای تقویت هوش تخلیه ی درست هیجانت


چند وقتی هم بود دوست داشتم غذاهاتو تزیین کنم تا برات جذاب تر شه که دیروز این کارو کردم چقدر خوشت اومده بود حتی به جعفری هم رحم نکردی بشقابو خااااالی کردی شکمو



کباب خورون نوش جونت


بستنی خورون

عزیزم از اونجایی که هنو راه رفتن یاد نگرفتی دیگه خودت مشغول شدی از ماشینت به جای واکر استفاده کردی هر روز از اتاقت میاریش بیرون هلش میدی هر جا بخوای باهاش میری منو بابا کلی میخندیم تازه فیلمم گرفتم که وقعا خنده داره از بس تند میری خخخخخ

حرکات آکروباتیک خخخخخخ

یه روز کنار بابایی نشسته بودی برات آهنگ گذاشت تبلت رو داد دستت بعد از چند دقیقه صدام کرد که این صحنه رو ببینم خوابت برده بود خانم طلا

اینجام جلو در حیاط نشستی منتظری بابایی بیاد بریم بیرون

این بازی فکری رو مامان شهین برات خریده دوسش داری من همش تیکه های مربوط به هر لباسو میذارم کار هم باز جنابعالی داغون میکنی خخخخخخخ

تاتی تاتی با بابایی بریم دد

بیسکوییت باغ وحش خورون توی کالسکه

واما بریم سراغ خبر خوش
دخمری من هفت سال پیش یه کتاب داستان کودک نوشتم که دنباله ی چاپ کردنش رو نگرفتم تا این که با بابا اسی ازدواج کردم از بس رشتمو دوست داشت ازم خواست برم سراغ چاپش بماند که اداره ی ارشاد عاشق کارم شد زودی مجوز شم دادن تا بره واسه چاپ...دوباره برا کارای چاپش تنبلی کردم تا این که دولاره این روزا قراره برم دنبال کار مجوز چاپش تا اشاالله بفرستن برا فروش الانم توی فکر دومین کتابمم امیدوارم خوب فروش بره چون یه ماه برای نقاشیش و داستاش وقت گذاشتم آخه اجرای کامپیوتری نیست کاره دسته
اینم اولین نسخه ی کتابم


به امید روزی که همه به اهدافشون برسن
دوست دارم دخترم نازم




اندر احوالات گل دخمر نازمون 
