اليسای نازماليسای نازم، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 18 روز سن داره
مامان فیروزهمامان فیروزه، تا این لحظه: 34 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره
بابا اسیبابا اسی، تا این لحظه: 36 سال و 10 ماه و 29 روز سن داره

الیســا پری کوچولوی مامانی

پروژه ی تولد به پایان رسید:-) :-) :-)

سلام به کوچولوی نازنازی یک ساله ی من....... عروسک من خلاصه مهمونی که از یک ماهه پیش کاراش منو درگیر کرده بود به خیر و خوشی به پایان رسید خیلی خیلی هم بهمون خوش گذشت  خدا رو شکر همه چیز همون طور که میخواستم بود الان تنبلیم میاد عکسا رو بذارم اما توی همین یکی دو روز زودی میذارم برات فرشته کوچولوی من بر خلاف تموم بچه ها که روز تولدشون همکاری نمیکنن حسابی خانم بود اوایل بیدار بودی وسطا خوابیدی بعدش باز بیدار شدی مامان فدات شه مهمونا خیلی بهشون خوش گذشته بود موقع رفتن حسابی ازم تعریف تشکر کردن منم که دیگه ذوق مرررررررگ شدم از بس از تزیینات خوششون اومده بود که با همه چیز عکس انداختنمنم دیگه این طوری حسابی خستگی هام تا حدودی ریخت .تا تول...
22 شهريور 1393

تولدت مباررررررررررررررررررررررررررک بهترینم...

امروز روز تولد توست و هر روز بیشتر از پیش به این راز پی میبرم که تو خلق شده ای برای من تا زیباترین لحظات را برایم بسازی پری کوچولوی مامان و بابا تولدت مبارك... امروز خورشید شادمانه ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت قلب ها به مناسبت آمدنت خوش آمد خواهند گفت... فرشته ی آسمانیم زمینی شدنت مبارک... این چندمین تولد توست؟   وچندمین انبساط مجدد کائنات؟  این چندمین بار خلقت است؟  و چندمین انفجار سکوت؟ چندمین لبخند آفرینش؟ خورشید را چندمین بار است که میبینی؟ و پروانه ساعت ها چندمین بار است که میچرخد؟  و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو بر میخیزد؟ ...
14 شهريور 1393

واااااااااااااااااااای شمارش معکوس واسه تولد عروسکم

سلام به همه ی دوستای گلم شرمنده که اینقدر دیر اومدم خبر دارید که......... تولد عشقم خیلی نزدیکه هر چند با این همه برنامه ریزی که داشتم تولد دخمری عقب افتاده آخه امام جمعه ی شهرمون فوت شده و توی بهشهر هفت روز عزای عمومی اعلام کردن آخه شخص مهمی بود چون نماینده ی رهبر توی استان مازندران بوده خدایش بیامرزد جناب آیت الله جباری رو... خلاصه قرار بود که این جمعه تولد باشه که اگه قرار بود برگذار شه باید بدون ساز و سورنا میبود منم که این طوری تولد توی کتم نمیرفت خلاصه اافتاد واسه پنج شنبه ی بعدی اگه خدا بخواد البته روز تولد دخمری براش که کیک کوچک میگیرم آخه دلم طاقت نمیده خیلی خوشحالم حسم باور کنید قابل وصف نیست مثل رویاست داشتن یه دخمره یک س...
12 شهريور 1393

یکسالگی وبلاگ الیسا جون مباااااااااااااااااااااااااارک

وبلاگ دخمری ۱شهریور یک ساله شد... عزیز دلم سلام:فدات شم پارسال اولین روز شهریور بود که شما توی دلم بودی منم تصمیم گرفتم برات یه وبلاگ درست کنم تا وقتی بزرگ شدی و ازم از کودکی هات پرسیدی   من جایی رو برات از خاطراتت مو به مو داشته باشم وتا تو رو بفرستم سراغش تا خاطرات کودکی تو توش مرور کنی و لذت ببری  جایی که جواب تمام سوالاتت در مورد گذشتت توش جا خوش کرده باشه...برات این وب رو ساختم تا بدونی چقدر لحظه به لحظه ی با تو بودن برای منو بابا اسی شیرینه...عزیزم یک ساله که موفق شدم خاطراتت رو ثبت کنم اگر عمری باقی باشه از این به بعدش هم دنیای مجازی خاطراتت رو مدیریت میکنم  عزیزم خیلی دوست دارم بیشتر از جونم ...از دوست عزیزم ر...
5 شهريور 1393

الیسا شیطونکه مامان...

سلام ب شیطون بلای خونمون الیسا جونمممممممممممممم عروسک نازم توی پست قبل یادم رفت بنویسم که دقیقا توی چه سنی چهار دست و پا رفتی مامان قربونت بره((وقتی یازده ماه وشش روزت بود چهار دست و پا رفتی))الان تازه میفهمم من جزو اون دسته از مامانای خوش شانس بودم که این قدر دیر یاد گرفتی آخه حالا میتونی کلی فضولی کنی طلا خانومم.جونم برات بگه میخوام که کم برات از کارات و پیشرفتات بگم  اول این که:وقتی بهت میگم الیسا اسباب بازیاتو جمع کن زودی همشونو جمع میکنی میریزی توی سبد حتی اگه خیلی به هم ریخته و از هم دور باشن همسونو جمع میکنی که باید بگم این یه کارو وقتی یاد گرفتی ذوق مرگ سدم چون کار آمده.تازه از این کارت فیلمم گرفتم  دوم این که...
28 مرداد 1393

این چند روزی که گذشت...........

جنگل عباس آباد جمعه ی قبل بعدشم از خستگی روی پای بابایی لالا کردی   شب قبلش هم رفته بودیم میدان قدس شام خوردیم شما در حال ممه خوردن اینجام چهارشنبه عروسی دوستم بود دخمر خوش تیپ با لباس جدیدش  از اول تا زمای که بیدار بودی رقصیدی بلااااااا عکس بالایی هم جای روژ لب عروس خانوم رو صورتته  موقع خداحافظی  روی لپت مهر زد خخخخخخخ عکس بالایی هم مربوط به پاتوقته از وقتی یاد گرفتی  چهار دست وپا بری همش جات لای مبلاست قربونت برم من بازم فدای tv تماشا کردنت به منو بابایی رفتی گلم کوچولوی ناززززززززز همه رو شیفته ی خودت میکنی بوس     ...
24 مرداد 1393

رویش مروارید ششم...

عروسک نازم   رویش ششمین مروارید لبخندت مبارک.     عروسکم خدای مهربون ششمین مرواریدتو وقتی یازده ماه و نه روزت بوده بهت بخشید الان خسته ام شرمنده زودی میام با عکسای نازت بووووس + پیشرفتای زیادت بای... ...
23 مرداد 1393