یکسالگی وبلاگ الیسا جون مباااااااااااااااااااااااااارک
وبلاگ دخمری ۱شهریور یک ساله شد...
عزیز دلم سلام:فدات شم پارسال اولین روز شهریور بود که شما توی دلم بودی منم تصمیم گرفتم برات یه وبلاگ درست کنم تا وقتی بزرگ شدی و ازم از کودکی هات پرسیدی من جایی رو برات از خاطراتت مو به مو داشته باشم وتا تو رو بفرستم سراغش تا خاطرات کودکی تو توش مرور کنی و لذت ببری جایی که جواب تمام سوالاتت در مورد گذشتت توش جا خوش کرده باشه...برات این وب رو ساختم تا بدونی چقدر لحظه به لحظه ی با تو بودن برای منو بابا اسی شیرینه...عزیزم یک ساله که موفق شدم خاطراتت رو ثبت کنم اگر عمری باقی باشه از این به بعدش هم دنیای مجازی خاطراتت رو مدیریت میکنم
عزیزم خیلی دوست دارم بیشتر از جونم ...از دوست عزیزم روجا هم ممنونم که این وب رو برات ساخت روجا جونی ممنوووووووووون
عزیزم به تولدت چیزی نمونده منم حسابی درگیر کارای تولدتم واسه همین دیر به دیر آپ میکنم بیشتر کاراتو انجام دادم تم تولدت رو هم با اون فتوشاپ دست و پا شکسته ای م که بلد بودم خودم طراحی کردم اما با تموم ناشی گری هام خیلی دوسش دارم چند تا عکس برات از این روزای پایانی یازده ماهگیت میذارم بعدشم باید زودی برم تا گیفت های تولدتو آماده کنم بوووووس
دخمر خوشگل و خوش تیپ آماده برای ددر رفتن فدای دخمری با اون گردن بندش

چقدر نازززززززززز داری خوشگل خانم
اینجام با پوران جونشون رفته بودیم ساندویچی داری به چی فکر میکنی بلا

اینجام دیشبه که رفتیم پیتزا فروشی که عاشق این رقص نور شدی با عمو محمد همش کنارش بودی

قربونت بر که اینقدر با شخصیتی این کتابو وقتی برات خرید میکردم از فروشنده اشانتیون گرفتی ببین چقدر مرتبی فقط ورق میزنی نگاهبه عکساش میکنی یه هفتس که دستته اما پارش نکردی حتی یه کوشمولو

قربون قدو بالات برم پری کوچولو داری tvتماشا میکنی

فعلا بای بوووووووووس تا سرم خلوت شه دوست دارم گلم




یکسالگی وبلاگ الیسا جون مباااااااااااااااااااااااااارک 





