پروژه ی تولد به پایان رسید:-) :-) :-)
سلام به کوچولوی نازنازی یک ساله ی من.......
عروسک من خلاصه مهمونی که از یک ماهه پیش کاراش منو درگیر کرده بود به خیر و خوشی به پایان رسید خیلی خیلی هم بهمون خوش گذشت خدا رو شکر همه چیز همون طور که میخواستم بود الان تنبلیم میاد عکسا رو بذارم اما توی همین یکی دو روز زودی میذارم برات فرشته کوچولوی من بر خلاف تموم بچه ها که روز تولدشون همکاری نمیکنن حسابی خانم بود اوایل بیدار بودی وسطا خوابیدی بعدش باز بیدار شدی مامان فدات شه مهمونا خیلی بهشون خوش گذشته بود موقع رفتن حسابی ازم تعریف تشکر کردن منم که دیگه ذوق مرررررررگ شدم از بس از تزیینات خوششون اومده بود که با همه چیز عکس انداختنمنم دیگه این طوری حسابی خستگی هام تا حدودی ریخت .تا تولد شروع بشه یعنی تا ساعت شش من هنو حاضر نبودموقتی اومدم چند تا از مهمونا رسیده بودن خلاصه خودمو توی یک ربع حاضر کردم الانم از بس رقصیدیم کل پنجه هام تاول زده خخخخخخخخخخخخ
سر فرصت حجم عکسا رو کم میکنم برات میذارم پرنسس کوچولو
خدا رو شکر ک این مهمونی هم اونجوری که در خورت بود تموم شد ...
انشاالله۱۲۰ساله شی تپولوی من...




پروژه ی تولد به پایان رسید:-) :-) :-) 



