واکسن با تاخیر یک ماهه
سلام به نفسم خلاصه بعد یک ماه تاخیر واکسنتو چند روز پیش زدی به خاطرسرماخوردگیت
اما بازم چون خانمی که هر ماه کنترلت میکرد نبود کنترل نشدی بازم باید دوباره بریم
اما منو که میشناسی مگه میتونستم صبر کنم وزنتو ندونم بخاطر همین با کمال پرویی رفتم گذاشتمت روی ترازو و دیدم ماشاالله شدی هشت کیلو آفرین عروسکم هزار ماشاالله باقی کنترل افتاد واسه بعد
اینم دخمری روی ترازو وقتی این عکسارو مقایسه میکنم خدا رو واسه لحظه ،لحظه بزرگ شدنت شکر میکنم
اگه گفتی این چیهههههه این آدم برفی سوپرایزه باباست آخه توی این دو روزی که داره برف میباره من شما رو یه بارم بیرون نبردم آخه ترسیدم سرما بخوری بابایی هم از جلو در حیاط این آدم برفی رو برات درست کرد خودشم براش چشم و دست گذاشت من که عاشقش شدم
ببین چقدر خوشت اومده
اینجام داری با نگاه عاشقانه از بابات تشکر میکنی
ممنون گل بابا




واکسن با تاخیر یک ماهه
