روزای پاییزیه ما
سلام به گلگلیم الیسا
یه سلامم به دوستای مهربونم که هر روز میان به وب دخملی سر میزنن و ما رو همراهی میکنن یه وقتایی واسه حضور گرمتون دلم میخواد هر روز یه پست بذارم اما واقعا با وجود الیسا و رسیدگی بهش و همین طور مشغله های دیگه این کار ممکن نیست .در هر صورت ممنون که هستید همتونو دوست دارم اون دوستانی هم واسه ایده تولد کوچولوهاشون ازم کمک خواستن بی زحمت شمارشونو توی خصوصی برام بفرستن تا از تلگرام یا.... با هم در ارتباط باشیم چون از طریق وب خودتونم میدونید سخت میشه.
دختر گلم این روزا حسابی با حرفاش و شیرین زبونی هاش دله ما رو میبره وقتی توی خونه این ور اون ور میره فقط نگاهش میکنم و واقعا باورم نمیشه زمان این قد زود گذشته و دخترم این قد زود بزرگ شده.هر روز باید ده بار باهات خاله بازی کنم ده بارم مثلا بریم بازار خرید(توی خونه البته😀😀😀)همش میشینی کنارم و اتفاقاتو برام توضیح میدی مثلا اگه دنبال گیره ی موهام باشم تو واسم پیداش میکنی بعد واسم توضیح میدی که چطور پیداش کردی و.... میمیرم واسه این کارات
تا از دستشویی میای بیرون زودی میگی شورت بپوش بَده💗💗💗
اگه یه وقت حرفه بدی بزنم میگی مامان بَده💗💗💗از محبت کردنات که چی بگم تا جایی که میای صورته منو بابایی رو بو میکنی میگی آخیش.البته تموم این کارا رو زمانی ما باهات میکردیم کل کارات الگو برداری از منو باباته.هر چی میگذره بیشتر میفهمم همه ی رفتارات بستگی به رفتاره منو بابایی داره.وقتی صدات میزنیم میگی جانمممممم اون موقع دلم میخواد قورتت بدم.خیلی چیزا موقع تایپ کردن از ذهنم میره از این به بعد یه گوشه یادداشت میکنم تا برات توی وبت ثبت کنم....
مامانی تو همه چیزمی آرزوی برآورده شدمی💗💗💗💗
حالا بریم سراغ عکسات که توی این پست همشو نمیشه گذاشت آخه زیاده
دخملی توی جشن نامزدیه دختر خاله ی بابایی
کلی بهت خوش گذشت

الیسا و محمد متین نازنازی


منم که به دلیل حفظ شئونات اسلامی خودمو از عکسا کات کردم خلاصه جای منو سبز نگه دارید😀😀😀


از کناره بابایی هم کات شدم بازم سبز بدارید😢😆😆😆

اینم موقع برگشت انداختم ازت

دوست دارم نازگلکم💗💗💗




روزای پاییزیه ما 




