دریای پاییزه...
سلام پرنسس کوچولوی من
عروسکم مامانه تنبلت دوباره تشریف آورد....
هفته ی پیش رفتیم دریا اونم کاملا بی برنامه
یکی از دوستای بابایی تازه متاهل شده که از شانس خوش خانومش دوسته قدیمیه منه
با هم قرار گذاشتیم که بریم جنگل عباس آباد که وسطه راه بارون گرفت منم پیشنهاد دادم تا برگردیم و بریم سمت دریا وقتی رسیدیم هوا عالی بود بعد کباب خورون یهو بارون و رعد برق شروع شد.خدا روشکر که مجهز بودیم .بعد دوساعتی دوباره بارون بند اومد و آفتاب شد.یه روز عاااااااالی بود واقعا به هممون خوش گذشت مخصوصا تو خوشگله مامانی. کلی آب بازی کردی و توی پارکش حسابی مشغول بودی...
چند تا عکس با موبایل دارم برات میذارم بازم دوربینمو فراموش کرده بودم😢😢😢
















داشتی بابایی رو صدا میزدی زودتر برات کبابو بیاره شکمو

عاشقتم کوچولوی ناااااز💗💗💗💗💗💗💗
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




دریای پاییزه... 



